دیکشنری فارسی

dry rot

UKdriːrout

معنی فارسی

پوسيدگي چوب فساد اجتماعي واخلاقي.

معنی کامل و مثال‌ها

(کشاورزی)

پوسیدگی خشک (پوسیدگی چوب خشک در اثر نوعی قارچ)

(بیماری مشابهی که گیاهان زنده و میوه را آفت می‌زند) تباهی گیاهی

انواع قارچ‌هایی که موجب این بیماری می‌شوند

(مجازی) فساد (به خاطر فقدان روش‌ها و اندیشه‌های نو)، درون تباهی

the dry rot of a government that is more afraid of criticism than its own inefficiency

درون تباهی حکومتی که از انتقاد بیشتر می‌ترسد تا از بیعرضگی خود

تعریف انگلیسی

noun
  1. a crumbling and drying of timber or bulbs or potatoes or fruit caused by a fungus
  2. a fungus causing dry rot

مترادف‌ها

noun
Sap rot, powder post.

واژه‌های دیگر با معنی «پوسيدگي چوب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن