dry rot
UKdriːrout
معنی فارسی
پوسيدگي چوب فساد اجتماعي واخلاقي.
معنی کامل و مثالها
● (کشاورزی)
● پوسیدگی خشک (پوسیدگی چوب خشک در اثر نوعی قارچ)
● (بیماری مشابهی که گیاهان زنده و میوه را آفت میزند) تباهی گیاهی
● انواع قارچهایی که موجب این بیماری میشوند
● (مجازی) فساد (به خاطر فقدان روشها و اندیشههای نو)، درون تباهی
the dry rot of a government that is more afraid of criticism than its own inefficiency
درون تباهی حکومتی که از انتقاد بیشتر میترسد تا از بیعرضگی خود
تعریف انگلیسی
noun
- a crumbling and drying of timber or bulbs or potatoes or fruit caused by a fungus
- a fungus causing dry rot
مترادفها
noun
Sap rot, powder post.