دیکشنری فارسی

dry-dock

معنی کامل و مثال‌ها

/drī´däk´/vt., vi.

● (کشتی‌رانی) در حوض خشک قرار دادن یا قرار گرفتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. maneuver (a ship) into a drydock “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن