دیکشنری فارسی

dryly

UKdliː US'draılı

معنی فارسی

خشک وار:بطورخشک وخالي ، بسادگي ،

ازروي خون سردي يابي عاطفگي

معنی کامل و مثال‌ها

/drī´lē/adv.

● باخشکی، با لحن خشک، صاف و ساده

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a dry laconic manner “I know that," he said dryly” “Derived from adjective: dry (for: drily), dry, laconic (for: laconically)”

واژه‌های دیگر با معنی «خشک وار:بطورخشک وخالي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن