دیکشنری فارسی

dubiety

معنی فارسی

مشکوکي نامعلومي

معنی کامل و مثال‌ها

/dōō bī´ǝ tē, dyōō-/n., pl.

شک، تردید، دودلی (doubtfulness هم می‌گویند)

چیز نامعلوم، مورد تردید

the problems and dubieties of an average individual

مسایل و تردیدهای یک فرد معمولی

مترادف‌ها

noun
(Rare.) Doubtfulness, dubiousness, uncertainty.

واژه‌های دیگر با معنی «مشکوکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن