دیکشنری فارسی

dubiety

معنی فارسی

مشکوکي نامعلومي

معنی کامل و مثال‌ها

/dōō bī´ǝ tē, dyōō-/n., pl.

● شک، تردید، دودلی (doubtfulness هم می‌گویند)

● چیز نامعلوم، مورد تردید

the problems and dubieties of an average individual

مسایل و تردیدهای یک فرد معمولی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of being unsure of something

مترادف‌ها

noun
(Rare.) Doubtfulness, dubiousness, uncertainty.

واژه‌های دیگر با معنی «مشکوکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن