دیکشنری فارسی

dud

UKdjuːd USdʌd

معنی فارسی

رخت کهنه رخت وپخت ژنده پاره

معنی کامل و مثال‌ها

/dud/n., adj.

(بمب یا گلوله‌ی توپ و غیره که منفجر نمی‌شود) خراب، معیوب، بمب آکمند، پوک

شکست خورده، بی‌عرضه، ناموفق

the meeting was a complete dud

گردهمایی کاملا ناموفق بود.

(عامیانه) بی‌ارزش، پوچ، بی‌محل

he wrote dud checks and then committed suicide

چک‌های بی‌محل کشید و سپس خودکشی کرد.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. someone who is unsuccessful
  2. an explosion that fails to occur
  3. an event that fails badly or is totally ineffectual “the first experiment was a real turkey” “the meeting was a dud as far as new business was concerned” “he stepped on a dud mine”

واژه‌های دیگر با معنی «رخت کهنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن