dudgeon (2)
معنی کامل و مثالها
/duj´ǝn/n.
● (چوبی که از آن دستهی خنجر میساختند) چوب خنجری
● دستهی خنجر (از این چوب)
● خنجر (با این نوع دسته)
/duj´ǝn/n.
● (چوبی که از آن دستهی خنجر میساختند) چوب خنجری
● دستهی خنجر (از این چوب)
● خنجر (با این نوع دسته)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن