dues UKdjuːz USdu:z معنی فارسی ديون عوارض واژههای دیگر با معنی «ديون» dione ديون arrears of debt ديون معوقه mutual debts ديون مشترک preferential debts ديون ممتازه deferred liability ديون دراز مدت، بدهيي که در سر رسيد پرداخت نشده است consols ديون عمومي درانگليس pay off پرداخت کردن (تمام ديون)، تاديه کردن، تسويه کردن consolidated annuities ديون عمومي (در انگلستان) statement of affairs وصول مطالبات و ديون و اموال تاجر، ورشکسته sinking fund ذخيره مخصوص پرداخت ديون ملي و مملکتي