دیکشنری فارسی

dug

UKdəg USdʌg

معنی فارسی

پستان جانور کند فروکرد جان کند سخت کارکرد زد

مترادف‌ها

noun
Teat (of a beast), nipple, pap, udder (rarely).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن