dumbfound or dumfound
معنی کامل و مثالها
/dum´found´/vt.
● مات و مبهوت کردن، بهت زده کردن، آسیون کردن، متحیر کردن، حیران کردن
* dumbfounded, adj.
مات و مبهوت، بهت زده
when I saw her, I was so dumbfounded I became speechless
وقتی او را دیدم از شدت بهت زبانم بند آمد.