dumpling
UKdʌmpliŋ
معنی فارسی
خميري که ميوه لاي ان گذاشته يابجوشانندياچون
نان بپزند
معنی کامل و مثالها
/dump´liŋ/n.
● (خوراکپزی) گندله، کوفته
● (انسان یا حیوان) خپله، خپل، چاق و کوتاه
تعریف انگلیسی
noun
- small balls or strips of boiled or steamed dough
- dessert made by baking fruit wrapped in pastry