دیکشنری فارسی

dun (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/dun/adj., n.

● (رنگ) قهوه‌ای مایل به خاکستری

● (اسب) کهر، سمند

● (ماهی‌گیری با قلاب) طعمه‌ی مصنوعی قهوه‌ای رنگ

● رجوع شود به: mayfly

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن