دیکشنری فارسی

duple

معنی فارسی

دولا يي دوبل دو جزئي.

معنی کامل و مثال‌ها

/dōō´pǝl, dyōō´-/adj.

● دو برابر، دوچندان، دوتایی

● (موسیقی) دارای دو (یا ضریب دو) ضرب در هر میزان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. consisting of or involving two parts or components usually in pairs “an egg with a double yolk” “a double (binary) star” “double doors” “dual controls for pilot and copilot” “duple (or double) time consists of two (or a multiple of two) beats to a measure”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن