دیکشنری فارسی

durance

UKdjeərəns

معنی فارسی

حبس محبوسيت توقيف

معنی کامل و مثال‌ها

/door´ǝns, dyoor´-/n.

زندانی بودن (به ویژه برای دراز مدت)، حبس

* durance vile

حبس

مترادف‌ها

noun
See duress.

واژه‌های دیگر با معنی «حبس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن