دیکشنری فارسی

durante

USduə'rɔntı

معنی فارسی

دوام بقاء حبس توقيف.

تعریف انگلیسی

noun
  1. United States comedian remembered for his large nose and hoarse voice (1893-1980)

واژه‌های دیگر با معنی «دوام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن