دیکشنری فارسی

dutiable

UKdjuːtiəbl

معنی فارسی

گمرک دار گمرک بردار باج بردار

معنی کامل و مثال‌ها

/dōōt´ē ǝ bǝl, dyōōt´-/adj.

● (کالا و غیره) مالیات بردار، مشمول عوارض گمرکی، گمرک‌بردار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. subject to import tax “dutiable imports”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن