دیکشنری فارسی

dwarfish

UKdwɔːfiʃ

معنی فارسی

کوتاه (قد) کوتوله مانند

مترادف‌ها

adjective
Stunted, dwarfed, undersized, diminutive, small, little, tiny, liliputian, pygmean, pygmy.

واژه‌های دیگر با معنی «کوتاه (قد)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن