دیکشنری فارسی

dwelling

UKdweliŋ US'dwelıŋ

معنی فارسی

مسکن منزل بودباش

معنی کامل و مثال‌ها

/dwel´iŋ/n.

محل اقامت، اقامتگاه، خانه، منزل (dwelling place و dwelling house هم می‌گویند)

his permanent dwelling is in Kashan

اقامتگاه دایم او در کاشان است.

welcome to my humble dwelling!

به خانه‌ی محقر من خوش آمدید!

مترادف‌ها

noun
Habitation, abode, residence, lodging, quarters, domicile, home, place of residence, place of abode, dwelling place, house.

واژه‌های دیگر با معنی «مسکن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن