دیکشنری فارسی

dynamism

UKdainəmizəm US'daınə'mızəm

معنی فارسی

فرض اينکه گيتي دراصل ازيک سلسله قوابي

تشکيل شده است

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´nǝ miz´ǝm/n.

● (فیزیک - این نظریه: کارمایه یا نیرو اصل و مبدا کلیه‌ی پدیده‌هااست نه جرم یا تحرک) پویایی، اصالت نیرو

● (فلسفه) پویش‌گرایی، دینامیسم

● حرارت و پشتکار، پویش، پویندگی، پرتکاپویی، جنب‌و جوش

German dynamism was threatening the balance of power in Europe

نیروی پویای آلمان‌ها توازن قدرت در اروپا را مورد تهدید قرار داده بود.

the dynamism of the Gothic architectural style

پویندگی سبک معماری گوتیک

● رجوع شود به: dynamics

* dynamic psychology

روان‌شناسی پویا

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of the various theories or doctrines or philosophical systems that attempt to explain the phenomena of the universe in terms of some immanent force or energy
  2. active strength of body or mind
  3. the activeness of an energetic personality

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن