dynamnite معنی فارسی ديناميت واژههای دیگر با معنی «ديناميت» gelatin dynamite ديناميت ژلاتيني rendrock ديناميت خاره شکن dynamiter بکاربرنده ديناميت (براي شورش) dynamite ديناميت (ماده قابل احتراق که ازتيزاب، وگليسرين ساخته ميشود) kieselguhr سنگ چخماق ته نشسته، درساختن ديناميت بکارميرود