دیکشنری فارسی

ear (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ir/n.

● (کالبدشناسی) گوش (پره‌ی گوش و بخش‌های درونی آن)

a donkey has large ears

الاغ گوش‌های بزرگ دارد.

the dog's ears were cut off

گوش‌های سگ را بریده بودند.

the human ear consists of the external ear (or pinna), the middle ear (or tympanum), and the inner ear (or labyrinth)

گوش انسان شامل گوش برونی (یا پره‌ی گوش) و گوش میانی (یا صماخ) و گوش درونی (یا پیچال) است.

● شنوایی، حس سامعه

● (به ویژه در مورد موسیقی - داشتن گوش حساس که تفاوت‌های آهنگ و زیر و بمی را خوب درک می کند) حساسیت سامعه، گوشمندی

● هر چیز گوش مانند، گوش‌سان، گوشدیس

● دسته

the ear of a jug

دسته‌ی کوزه

* an ear for something

شم کار(ی را داشتن)، استعداد چیزی (را داشتن)

he has an ear for languages

استعداد یادگیری زبان او خوب است.

* be all ears

خوب گوش دادن، کاملا توجه کردن

* bend someone's ear

با توجه یا اشتیاق گوش کردن

* (be) out on one's ear

ناگهان اخراج شدن، بلامقدمه مرخص شدن

* (be) up to one's ears in something

کاملا درگیر چیزی بودن

* fall on deaf ears

مورد توجه قرار نگرفتن، اثر نداشتن

* give (or bend) ear

توجه (موافقت آمیز) کردن، گوش فرا دادن

* have (or keep) an ear to the ground

به افکار عمومی و روندهای اجتماعی توجه کامل داشتن، مترصد بودن

* have the ear of

مورد اعتماد و حرف شنوی (کسی) بودن، تماس نزدیک و اختصاصی داشتن

he had the ear of Stalin

استالین به حرف او گوش می‌داد.

* in one ear and out the other

گوش دادن ولی عمل نکردن، از یک گوش شنیدن و از گوش دیگر در کردن

* play by ear

بدون نت (آلت موسیقی را) نواختن، فی البداهه نغمه سرایی کردن

* play it by ear

(بدون برنامه ریزی قبلی) کاری را کردن، درجا تصمیم گرفتن

* smile from ear to ear

لبخند بزرگی بر لب داشتن، گوش تا گوش لبخند بودن

* set on its ear

جنجال بر پا کردن، شلوغ پلوغ کردن، به هم ریختن

* somebody's ears are burning

(خودمانی - انگلیس) به اینکه پشت سر کسی حرف می‌زنند مشکوک شدن، گوش تیز کردن

* something comes to (or reaches) somebody's ears

(خبر و شایعه و غیره) به گوش کسی رسیدن

* turn a deaf ear (to)

گوش نکردن، توجه (به پند و غیره) نکردن

* with half an ear

با توجه کم گوش کردن

I was ironing (clothes) and listening to the radio with half an ear

داشتم در حین اتو کردن به رادیو هم کمی توجه می‌کردم.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن