دیکشنری فارسی

ear (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/ir/n., vi.

● (گیاه شناسی)

● سنبله، خوشه

golden ears of wheat

خوشه های زرین گندم

● خوشه کردن، سنبله کردن

● شخم زدن و کشت کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن