earnest (1)
معنی کامل و مثالها
/u_r´nist/adj.
● جدی و ساعی، کوشا و صمیمی، دارای خلوص نیت و پشتکار، بی آلایش، صادقانه، صمیمانه
an earnest, young woman
زنی جوان و بیآلایش
an earnest appeal
درخواست جدی (از روی خلوص نیت)
earnest attention
توجه صادقانه
● مهم (در مقابل جزئی یا ناچیز)، پر اهمیت
(Longfellow) life is real, life is earnest
زندگی واقعی است - زندگی پر اهمیت است.
* in earnest
1- جدی، بی شوخی
are you (saying this) in earnest?
بی شوخی میگویی؟
2- مصممانه، بیرودربایستی
when he threatened to kick us out, he was in dead earnest
وقتی که ما را تهدید به اخراج کرد کاملا جدی حرف میزد.