دیکشنری فارسی

earnest (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/u_r´nist/n.

● پیش پرداخت، بیعانه، پذیرانه، ارمون (بیشتر می گویند: earnest money)

● نشانه، پیش آگهی، پیشداد، پیش درآمد

his speech which was an earnest of prosperity in the near future

سخنرانی او که نشانه‌ای از رونق در آینده‌ی نزدیک بود

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن