earnest (2)
معنی کامل و مثالها
/u_r´nist/n.
● پیش پرداخت، بیعانه، پذیرانه، ارمون (بیشتر می گویند: earnest money)
● نشانه، پیش آگهی، پیشداد، پیش درآمد
his speech which was an earnest of prosperity in the near future
سخنرانی او که نشانهای از رونق در آیندهی نزدیک بود