دیکشنری فارسی

earth station

معنی کامل و مثال‌ها

● (آنتن بشقابی و فرستنده و گیرنده که از زمین با ماهواره‌ها امواج مخابره می کند) ایستگاه زمینی، فرستنده‌ی زمینی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن