دیکشنری فارسی

earthshine

US'ə:θ'ʃaın

معنی فارسی

زمين تاب

معنی کامل و مثال‌ها

/shīn´/n.

● (روشنی ضعیف نیمه‌ی تاریک ماه در اثر بازتاب نور خورشید از زمین) زمین تاب

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن