earthwards معنی فارسی سوي زمين بطرف زمين معنی کامل و مثالها /-wǝrdz/adv.● رجوع شود به: earthward واژههای دیگر با معنی «سوي زمين» earthward سوي زمين، بطرف زمين full toss پرتاب به سوي ميله بدون تماس با زمين، (کريکت) mesnalty داشتن زمين کرايه اي يا اعطايي از سوي لرد subinfeudation انتقال اراضي تيول از سوي لرد به خرده تيول، دار، اين نوع زمين تيولي