دیکشنری فارسی

earthwork

UKəːθwəːk US'ə:θ'wə:k

معنی فارسی

کارهاي خاکي :خاکريزي وخاک برداري وتسطيح

خاکريز

معنی کامل و مثال‌ها

/-wu_rk´/n.

● (ارتش) استحکامات خاکی، خاکریز، جان‌پناه خاکی

● (مهندسی) خاک‌برداری و دیواره سازی، خاکریزی، خاک تل سازی، پشته سازی، (هر چیزی که با انباشتن خاک بسازند) خاک انباشت، کنده کاری و زیرسازی (ساختمان)

● اثر هنری که با کندن و خاکریزی ویا کاشتن گیاه به الگوهای مختلف ایجاد شود

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English erthewerk, equivalent to earth +‎ work.

مثال

  • The earthwork was built to protect the castle.
  • Archaeologists discovered an ancient earthwork in the field.
  • The construction crew began the earthwork for the new highway.

ترکیب‌های رایج

Ancient earthwork Defensive earthwork Earthwork construction

تعریف انگلیسی

noun
  1. an earthen rampart

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن