easily obtained معنی فارسی زودياب سهل الحصول واژههای دیگر با معنی «زودياب» easy to obtain زودياب، سهل الحصول easy of a زودياب، دردسترس percipient درک کننده، زودياب، کسيکه بيرون ازحواس پنجگانه راميتواند approachable نزديک شدني، زودياب، قابل دسترسي cakewalk همآورد راه پيمايي و گامبرداري موزون و، پيچيده اي، که به برنده ي آن يک کيکجايزه ميدادند .