ebb tide معنی فارسی جزر معنی کامل و مثالها ● فروکشند، پسکشند، جزر، کشند فرودین (دربرابر کشند فرازین: flood tide) واژههای دیگر با معنی «جزر» reflow جزر، فروکشي، فرونشيني ebb جزر، فروکشي، فرونشيني epp جزر، زوال، جزر کردن tidemark اثر جزر ومد، اثر سيل، ميله شاخص جزر ومد mean low water جزر ميانگين، آب پايين ميانگين low water mark نشان جزر کامل، منتهاي بدي اوضاع tidal bench mark شاخص جزر و مد، انگپايه کشندي back beach کرانه جزر و مد، ساحل جزر و مد backshore کرانه جزر و مد، ساحل جزر و مد backshore beach کرانه جزر و مد، ساحل جزر و مد