ecclesia
معنی فارسی
مجلس سياسي
معنی کامل و مثالها
/e klē´zē ǝ, -klā´-; i-/n.,pl.
● (یونان باستان) کنکاشگاه شهروندان
● کلیسا، کنشت
● عضو کلیسا
مجلس سياسي
/e klē´zē ǝ, -klā´-; i-/n.,pl.
● (یونان باستان) کنکاشگاه شهروندان
● کلیسا، کنشت
● عضو کلیسا
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن