دیکشنری فارسی

echelon

UKeʃəlɔn US'eʃə'lɔn

معنی فارسی

ستون پله ، صورت بندي ستون پله دادن ،

بشکل ستون پله دراوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/esh´ǝ län´/n., vt., vi.

(ارتش - آرایش کشتی و هواپیما و تانک و غیره به طوری که هر کدام کمی جلوتر از دیگری قرار داشته باشد)آرایش پلکانی، حرکت پلکانی، ترتیب پله دیس

(هر یکان یا فروند که به صورت پله دیس حرکت کند) یکان پله دیس، ناوگان پله دیس، اسکادران پله دیس (و غیره)

(تقسیم بندی نیروی نظامی بر حسب جای آن در آرایش رزمی) پله دیسی، موضع گیری

flank echelon

پله دیس جناح

rear echelon

پله دیس عقبه‌ی سپاه

command echelon

پله دیس فرماندهی، رده‌ی فرماندهی

(در سازمان‌ها) سلسله مراتب، رده بندی، پله دیسی، ترتیب ارشدیت، رده، رسته

echelon displacemen

رده‌ی حمله، موج حمله

the lower echelons of government bureaucracy

رده‌های پایین تر دیوان سالاری دولتی

a high-echelon employee

کارمند رده‌ی بالا

salaries are determined according to the employees' echelons

حقوق‌ها بر حسب پله دیس (رتبه‌ی) کارمندان تعیین می‌شود.

(در آرایش پلکانی موضع گرفتن یا شرکت کردن) پله دیس شدن، آرایش رزمی پله دیس یافتن

the tanks were echeloned along the base of the hill

تانک‌ها در پای تپه‌به صورت پلکانی آرایش یافته بودند (پله‌دیس شده بودند).

ریشه و کاربرد

ریشه

Early 18th century (denoting a step-like arrangement of troops): from French échelon, from échelle 'ladder', based on Latin scala.

مثال

  • He has reached the upper echelons of power.
  • The lower echelons of society are often overlooked.
  • She worked her way up through the corporate echelon.

ترکیب‌های رایج

Upper echelon Lower echelon Corporate echelon Military echelon

تعریف انگلیسی

noun
  1. a body of troops arranged in a line
  2. a diffraction grating consisting of a pile of plates of equal thickness arranged stepwise with a constant offset

واژه‌های دیگر با معنی «ستون پله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن