ecological system معنی فارسی اکوسيستم بوم سازگان واژههای دیگر با معنی «اکوسيستم» ecosystem اکوسيستم، بوم سازگان climax ecosystem اکوسيستم اوج، بوم سازگان اوج micro ecosystem اکوسيستم خرد، بوم سازگان خرد agroecosystem اکوسيستم کشاورزي، اکوسيستم زراعي، بوم سازگان کشاورزي terrestrian ecosystem بوم سازگان زمين، اکوسيستم زمين subclimax ecosystem بوم سازگان زير اوجي، اکوسيستم زير اوجي