دیکشنری فارسی

edgy

UKedʒiː US'edʒı

معنی فارسی

لبه دار تيز زننده

معنی کامل و مثال‌ها

/ej´ē/adj.

● عصبی، ناراحت، دلخور، رنجیده، زودخشم، بدخلق

● دارای لبه یا حاشیه‌ی آشکار و روشن (در مورد نقاشی و عکاسی و غیره)، دارای برون نمای واضح

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'edge' + '-y'. First known use in 1775.

مثال

  • She was feeling edgy about the upcoming exam.
  • His edgy fashion sense always makes him stand out.
  • The film's edgy humor won't appeal to everyone.

ترکیب‌های رایج

Edgy fashion Edgy humor Edgy music Feeling edgy

تعریف انگلیسی

adjective
  1. being in a tense state

واژه‌های دیگر با معنی «لبه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن