egg-plant معنی فارسی بادنجان واژههای دیگر با معنی «بادنجان» aubergine بادنجان، ارغواني تيره brinjal بادنجان egg-apple بادنجان eggplant بادنجان.، گياه بادنجان pickthank بادنجان دورقاب چين، بله بله چي، چاخان گو lickspittle کاسه ليس، بادنجان دورقاب چين