دیکشنری فارسی

eggy

معنی فارسی

داراي تخم مرغ، - تخم مرغ

آغشته به تخم مرغ

معنی کامل و مثال‌ها

/eg´ē/adj.

● دارای تخم مرغ، - تخم مرغ

eggy bread

نان تخم مرغ دار

● آغشته به تخم مرغ

eggy spoons

قاشق های تخم مرغی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن