electric apparatus معنی فارسی دستگاه الکتريکي واژههای دیگر با معنی «دستگاه الکتريکي» voltage indicator دستگاه نشان دهنده فشار الکتريکي electroencephalograph دستگاه ثبت امواج الکتريکي مغز بوسيله برق. wall-plate صفحه جداري، دستگاه الکتريکي براي ايجاد جريان کم، فشار و کم ولتاژ. room circuit جريان الکتريکي که در دستگاههاي رمزکردن و، کشف مورد استفاده ميباشد، جريان دستگاه رمز electric machine ماشين الکتريکي، دستگاه برقي