پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
electrolytic deposition
معنی فارسی
ته نشست الکتروليتي
متاليزه گرداني گالوانيکي
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن