electrolytical معنی فارسی مربوط به افسادياتحليل الکتريکي واژههای دیگر با معنی «مربوط به افسادياتحليل الکتريکي» electrolytic مربوط به افسادياتحليل الکتريکي، تجزيه شده ياتحليل رفته بقوه