دیکشنری فارسی

electromagnetic interference

معنی فارسی

مداخله الکترومغناطيسي در کار رادارها

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن