دیکشنری فارسی

electrometallurgy

معنی فارسی

متالورژي برقي

معنی کامل و مثال‌ها

/-met´ǝ lu_r´jē, -met´'l u_r´-/n.

● (بخشی از فلزگری یا متالورژی که با کاربرد برق در گدازش و تخلیص و غیره سروکار دارد) برق فلزگری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن