electrotype
معنی فارسی
نمونه وقالبي که ازحروف چاپي ياسکه وغيره
باعمل الکتريکي برميد
معنی کامل و مثالها
/ē lek´trō tīp´, i-;-trǝ-/n., vt., vi.
● (چاپ)
● چاپ برقی
● چاپ برقی کردن
● صفحهی چاپ شده با چاپ برقی
نمونه وقالبي که ازحروف چاپي ياسکه وغيره
باعمل الکتريکي برميد
/ē lek´trō tīp´, i-;-trǝ-/n., vt., vi.
● (چاپ)
● چاپ برقی
● چاپ برقی کردن
● صفحهی چاپ شده با چاپ برقی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن