elevated d. معنی فارسی عرشه واژههای دیگر با معنی «عرشه» deck عرشه، عرشه کشتي، گنجفه weather deck عرشه باز، پل باز (دريايي) holystone عرشه ساب، سابيدن turtleback ديواره ي عرشه deck alert آماده باش عرشه، حالت آماده باش در روي عرشه hurricane deck عرشه سبک بالايي deckhand کارگر عرشه کشتي. deck cargo بار روي عرشه کشتي، بارگيري برروي عرشه deck-hand کارگر (عرشه) کشتي quarterdeck عرشه کوچک عقب کشتي، قسمتي از عرشه کشتي جنگي مخصوص انجام، تشريفات نظامي و غيره .