دیکشنری فارسی

embankment

UKimbæŋkmənt USem'bæŋkmənt

معنی فارسی

خاکريز ، خاکريزي (در راه اهن ومانندان) ،

محصورسازي ، سنگچيني

معنی کامل و مثال‌ها

/em baŋk´mǝnt,im-/n.

● (معماری و مهندسی) خاکریزی، خاک دیواره، سنگچین، سنگ دیواره، پشته، خرپشته، گوره

they hid behind the embankment

آن سوی پشته پنهان شدند.

an embankment of earth and rubble

دیواره‌ای از خاک و آوار

railway embankment

خاکریزی راه آهن

ریشه و کاربرد

ریشه

Mid 18th century: from embank + -ment.

مثال

  • The river overflowed the embankment.
  • They built an embankment to prevent flooding.
  • The train tracks run along the embankment.

ترکیب‌های رایج

River embankment Road embankment Railway embankment Build an embankment Embankment collapse

تعریف انگلیسی

noun
  1. a long artificial mound of stone or earth; built to hold back water or to support a road or as protection

واژه‌های دیگر با معنی «خاکريز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن