دیکشنری فارسی

embarkation officer

معنی فارسی

افسر مسئول بارگيري يا سوار شدن

افسر ناظر سوار شدن ستون

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن