embazzlement معنی فارسی اختلاس واژههای دیگر با معنی «اختلاس» misappropriation اختلاس، دستبرد، حيف و ميل embezzle اختلاس کردن، دستبردکردن در، حيف وميل کردن misappropriate اختلاس کردن، براي خود برداشتن، حيف وميل کردن embazzle اختلاس کردن defalcation دستبرد، اختلاس، دزدي peculation دزدي، اختلاس، دستبرد در مال دولت defalcate دزدي کردن، اختلاس کردن، کاستن peculate دزديدن، اختلاس کردن