دیکشنری فارسی

ember (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/em´bǝr/n.

● (چوب یا زغال که در میان خاکستر یا آتش مرده هنوز در حال سوختن است) اخگر، آتشپاره، پاره‌ی آتش

● (جمع - بقایای آتش که دود می کند) نیمسوز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن