emblematize
معنی فارسی
باعلامت نشان دادن نشانه بودن از
معنی کامل و مثالها
/em blem´ǝ tīz´/vt.
● نماد بودن، نشانه (ی چیزی) بودن، نمایشگر (چیزی) بودن
● (به وسیلهی نشان یا مدال یا علامت و غیره) نشان دادن، نشانگر بودن (emblemize هم میگویند)
مترادفها
verb active
Symbolize, typify, represent by an emblem, emblemize, emblematicize.