دیکشنری فارسی

embolismic

معنی فارسی

داراي 13 ماه قمري ، کبيسه ازحيث ماه

مترادف‌ها

adjective
(also embolismical)
Intercalated, intercalary, interpolated, inserted, embolic, embolismal, embolismatic (al).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن