دیکشنری فارسی

embolus

معنی فارسی

جسمي که راه جريان خون رادر رگ ميبندد

معنی کامل و مثال‌ها

/em´bǝ lǝs/n., pl.

● (پزشکی) رگ بست، آمبولی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an abnormal particle (e.g. an air bubble or part of a clot) circulating in the blood

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن