دیکشنری فارسی

embower

معنی فارسی

درداربست جادادن درسايبان نشاندن درالاچيق ياسايبان نشستن

معنی کامل و مثال‌ها

/em bou´ǝr/vt.

● (در باغ یا بیشه) قرار دادن، پناه دادن، جا خوش کردن، (با درخت و گل) فراگرفتن

a house embowered with trees

خانه‌ای محصور در میان درختان

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'embouren', from 'em-' + 'bouren' meaning 'to dwell'.

مثال

  • The cottage was embowered in roses.
  • The garden was embowered with a variety of plants and flowers.
  • They embowered the statue with vines.

ترکیب‌های رایج

Embower in roses Embower with plants Embower with trees

تعریف انگلیسی

verb
  1. enclose in a bower “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن